خرید بک لینک
آخر شبا نیاز دارم یک آهنگ شدیدا خفن گوش کنم، یه چیزی تو سبک پازل بند یا شایدم شادمهر ، هرکدوم گیراییش بیشتر باشه، تا بلکه بتونم ذهنمو آروم کنم و یاد دردام نیوفتم،، البته میدونم اینا زیادم خفن نیستن، ولی خب همینارو فعلا در دسترس دارم.گاهی هم پیش میاد که تا صبح هرچی می گردم، یه آهنگ درست و درمون پیدا نمی کنم و تا به ساعت نگاه می کنم، یهو از جا می پرم که ای دل غافل، یک ساعت دیگه باید برم پی بدبختیام و هنوز یک ساعتم نخوابیم. بعدش آغاز می کنم به فحش دادن به سرنوشت و روزگار و با چشم های پف کرده میرم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی حسینی‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 مرداد 1405 ساعت: 14:05

به خواب ها اعتباری نیست

به من گفتی
اگر بخوابیم
ممکن است
رویاهایمان
ما را
به سرزمینی دور ببرد
و شاید
یک روز
در شهری
در آن سوی دریا
از خواب
بیدار شویم
و آن جادوگر خبیث
تو را از من
گرفته باشد
من گفتم
به خواب ها
اعتباری نیست
همین که چشم هایم
در کنار تو بسته شود
عمر من
جاودانه خواهد بود
و دست در دست تو
هفت آسمان را
پرواز خواهم کرد...

برچسب: نویسنده: هستی حسینی‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 مرداد 1405 ساعت: 14:05

من تکراری خواهم شد

روزی

در سرنوشت تو

من

تکراری خواهم شد

و قدم نو رسیده

مبارک خواهد شد

و تو

چه زود یادت می رود

خاطرات دو نفره هایمان را

و من

که قدیمی شده ام

در فراموشی روزگار

پرسه خواهم زد

بی هدف

و بی برآیند

و این چه بی رحمانه است

که یک نفر می آید

تا تو را

به گورستان زندگی

هدایت کند

قدم نو رسیده

همیشه

مبارک نخواهد شد ...

#علی دادخواه

15 تیر 1399

برچسب: نویسنده: هستی حسینی‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 مرداد 1405 ساعت: 14:05

به من بگواز کدام طلسمیا شاید هم نفریناستفاده کرده ایتاعشق رابرای منمعنا کنیکه حتی بعد از مرگمدر گوربه خود می لرزمو با اینکهدستم از دنیاکوتاه شدههمچناننگران تو ام...19 تیر 99علی دادخواه + نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۹/۰۴/۱۹ ساعت 18:56 توسط علی دادخواه  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی حسینی‌پور تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 14:58

برای منهیچ دعوتنامه ای نیستو جاده هااز عبور مسافریهراس دارندبا این وجودمگر می شودتصویری از مقصددر ذهن خودمجسم کنم ؟وقتی همه ی تابلو های راهنماخاموش می شوندو آدرس دلتنگی ها رانشانم می دهندانگارنمی خواهنداین خواب آشفته راپایان دهند ...مرداد 1399علی دادخواه + نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۹/۰۵/۰۸ ساعت 21:2 توسط علی دادخواه  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی حسینی‌پور تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 14:58

آمدن هم باید سر وقت باشد

کاکتوس هم که باشی

روزی خشک می شوی

اگر هر از چند گاهی

دستی

زندگی را

به تو

هدیه ندهد...

مرداد 1399

علی دادخواه

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۹/۰۵/۰۹ ساعت 12:49 توسط علی دادخواه  | 

برچسب: نویسنده: هستی حسینی‌پور تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 14:58

...روزهای خوب برمی گردندو همیشه شب همباقی نخواهد ماندکاش وقتی همه چیز درست می شودو من هم وامم جور شدتو هم کنارم باشیتا شادی هایم رابا تو تقسیم کنماصلا مگه تنهایی می شودخوشبخت بودبله می شوداما برای من ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی حسینی‌پور تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 18:54

...با بغضوقتی بخواهیحرف بزنیهمان بهتر که نگوییکه اگر لب باز کنیمی ترکدجاری می شودوقتی بخواهیبا بغضبنویسیهمان بهترکه ننویسیبنویسیخیس می شودتمام کاغذهای دفترباز همهمه می فهمندبا بغضنمی شودنمی شود... علیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی حسینی‌پور تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 18:54

...می دانم شاید بعد از خواندن این نوشته، بگویی آنکه رفته است همان بهتر که رفته! خلایق هر چه لایق.اما من برای آن قسمت از وجودم می نویسم که بعد از این اتفاق دیگر مثل گذشته نیست، تغییر کرده، متحول شده و ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی حسینی‌پور تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 18:54

...انتهای شب استو بر روی سنگ فرش خیابان به تنهاییقدم می زنم در گذر از ساختمان هابه پنجره هایی با چراغی روشننگاه می کنمپشت هر کدامداستانی استانگار زندگیدر آن سوی شیشهجریان داردساعت به بامداد نزدیک استادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی حسینی‌پور تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 18:54

...سی سالگیانقلابی خاموش استکه بی صدا فریاد می زندو هیچ اخبار و رسانه ایآن را پوشش نمی دهدحتی خودت همآن را باور نداریمهاجرت به قسمت جدیدی از زندگیانگار همین دیروز بودکه بیست ساله بودم علی دادخواهتابستادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی حسینی‌پور تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 18:54

...ریشه هایم خشکیده انداما چون در خاک توستخیالی نیست مراگفتند عمرت سوخته استگفتم چون برای تو بوده استخیالی نیست مراهر چند مرا نصیحت کردندگفتند عاقل باشگفتم دیوانه ی تو بودنبهتر است مرادر راه وصالت جا ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی حسینی‌پور تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 18:54

علی دادخواهجانان منکجاییبیا ببینکه در تنهایی خویششهر رابه تنهاییشبگردی می کنمو بی توبه هیچ مقصدیهنوز نرسیده اماز فراقتفریاد ها زده امآیا صدایم را شنیده ای؟و هر بارسر به سجده می گذارممی گریمو تو را از ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی حسینی‌پور تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 18:54

علی دادخواه...نمی دانیاما من خوب می دانمکه دل نازک و زود رنجمدست خودم نیستبیمار هم نیستمدوستت دارم و کمی حساسممی خواهم برای من باشیو من برای تومرا ببخشکه تو رااینگونه دوست دارممی دانمحتی خودم هماز اینادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی حسینی‌پور تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 18:54

....بر سجاده نشسته اماما کدام معبود رافریاد خواهم زدو در قنوت هایمچه کسی راصدا خواهم زدگم شده ای دارمآن خدایی که هنوزندیدمشاما دیوانه وارمی پرستمشو در درگاه اومعبود دیگری راطلب می کنمآیا می شوددو خدا ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی حسینی‌پور تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 18:54

صفحه بندی